![]() |
![]() |
|
| عبور باید کرد، هم نورد افق های دور باید شد و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد |
|
دیشب با یک عالم خستگی و سری سنگین از افکار در هم و بر هم, با چاشنی افسردگی مختصری که شاید ناشی از هوای این روزهاست از کانون برگشتم خونه. با خستگی و کوفتگی لباسهامو کندم و دست و روم رو شستم و بشقاب شامم رو دست گرفتم و اومدم از روی بیکاری و کسلی جلوی تلویزیون ولو شدم. این کانال, مزخرف! اون کانال, جنازه های تکه پاره ی غزه! این کانال.... و.... کانال 4! اوه, دوباره کانال 4 من رو نجات داد از کسلی. سینما اقتباس. فیلم دوازده, اثر نیکیتا میخالف, محصول 2007 روسیه. تیتراژ آغازین فیلم با خط روسی روی صفحه تلویزیون نقش بست . ریموت کنترل رو گذاشتم کنار و زل زدم به تلویزیون. از 8:30 تا 11:00 شب پرواز کردم و وقتی تیتراژ پایانی بالا اومد احساس سرخوشی میکردم. به هیچ وجه اتلاف وقت نبود. این باردیگه تلویزیون, با رضایت خودم, چند ساعت عمرم رو به بهای ناچیز از چنگم در نیاورده بود.
فیلم دوازده اقتباسی از نمایشنامه 12 مرد خشمگین, اثر رجینالد هست. این رو یک دوست که اون هم این فیلم رو دید به من گفت. من این نمایشنامه رو نخوندم اما از حالا قصد جدی دارم که این نمایشنامه رو از زیر سنگ هم که شده پیدا کنم و بخونم.
این فیلم روایتی از رویارویی قانون خشک مجازات و عواطف انسانیه. ابتدا هیئت منصفه دوازده نفری که با یک پرونده ساده روبرو هستند و هر کدام فورا میخوان رای پایانی رو بدن و پی زندگیشون برن برای شور نهایی دور هم جمع میشن. ظاهرا پسری ناپدری خودش رو کشته و همسایه پیر هم این رو شهادت داده. دادگاه مشرف به یک مدرسه ی قدیمیه. همه توی یک سالن ورزش قدیمی که مشرف به مدرسه است برای مشورت جمع میشن. (و خدای من! این سالن بهترین جا برای اتفاق افتادن این دیالوگهاست). ابتدا به عده ای خرفت شبیه اند تا اعضای هیئت منصفه. رای ها رو روی برگه مینویسند. 11 رای گناهکار و 1 رای بیگناه. همه با تعجب به مردی که این رای رو داده نگاه میکنن. این مرد معتقده که در مورد انسانها نمیشه اینقدر سریع تصمیم گرفت(توجه کنید که در روسیه حتی حکم اعدام هم منسوخ شده, با این حال برای حبس ابد هم این حساسیت نگاه انسانی داشتن قابل تامله). همه معتقدند که گناهکار باید مجازات بشه اما از کجا باید فهمید که فرد واقعا گناهکاره یا اینکه تا چه حد گناهکاره. نتیجه این میشه که دوباره رای بگیرن و اگر باز 11 رای گناهکار بود اون مرد هم با اونها هم رای میشه. حد اقل میدونه که تلاشش رو کرده. اما اینبار 10 رای گناهکار دیده میشه. و تا پایان فیلم گفتگوهای بسیار عمیق و جذابی شکل میگیره و تلاشهایی برای یافتن حقیقت میشه که در نهایت هر 12 نفر به بی گناهی اون پسر رای میدن.
البته این فیلم جزییاتی داره که از اون یک فیلم قابل تامل میسازه. از جمله حضور یک پرنده که از وقتی درباره ی بی گناهی صحبت میشه سر و کله اش توی این سالن پیدا میشه و تا پایان در متن فیلم هست. و در سکانس پایانی مرد اول که به بیگناهی رای داده بود باهاش صحبت و خداحافظی میکنه.
خوبه که هنوز چیزهایی هستند که میتونن به من لذت و احساس رضایت بدن. ممنون شبکه 4. ممنون سینما اقتباس. ممنون نیکیتا میخالف! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 13:23 توسط الهام فیاضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
الهام فیاضی فرزان قاسمی |
| پیوندها |
|
عکس وعکاسی زمستان نيمكت من آینه فروش شهر کوران پژمان نوروزی من...(فضادوست) drmyblog برای همیشه وقتی که دیوانه ای عکس نگاره آمینوس(فوتوبلاگ محمد امینی) آخرین جرعه نمای رویایی |
|
RSS
|