![]() |
![]() |
|
| عبور باید کرد، هم نورد افق های دور باید شد و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد |
![]()
سال 1943, 22 فوریه: سوفی تنها 21 سال دارد. با این وجود بیش از هزاران مرد و زن 120 ساله زندگی کرده است. سربلندتر از هر چه سرو. سوفی جوان با آن چهره ی معصوم و آرام اکنون با قدمهایی محکم به همراه برادرش هانس و هم رزمش کریستف, به سوی گیوتین میرود. آخرین کلامش این است: خورشید همچنان خواهد درخشید. سر پر سودای سوفی شول به جرم ایستادگی بدون خشونتش در برابر هیتلر از تن چدا میشود تا آلمان بعدها به داشتن چنین قهرمانی ببالد. تا دنیا بداند که آلمان اگر هیتلر را چون زخمی بر چهره ی تاریخ خود دارد تا دنیا دنیاست به سوفی افتخار خواهد کرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 21:18 توسط الهام فیاضی |
|
|
برپا! همه در تنور کلاس ایستاده اند بر جا! صدای معلم آتش را شعله ور می کند. لیلا تو! دفترت را بیاور. لیلا صفحه ی سفیدی را که تنها قطره های آب لباسی که شسته بود ؛ چروکش کرده بودند؛ نشان داد. گلویش بی صدا سوخت. کلاس بی صدا فریاد زد:لعنت بر تو! و تو شبنم! شبنم بی صدا لرزید. کلاس بی صدا فریاد زد: لعنت بر تو! معلم چوبی در آتش انداخت. کلاس گرم بود؛ بی نهایت گرم معلم با نفت نوشت: بابا نان دارد فاطمه بی صدا نوشت: بابا نان ندارد...برادر دیشب گرسنه خوابید. معلم بلند بلند به لباس پاره ی زهرا خندید کلاس از ترس٬ لبخند تلخی شد مدیر آمد...بر پا! معلم عصبانی بود. مدیر گفت: کلاس سرد است...شعله بیشتر شد آه کلاس گرم است نه سوزان است نه اصلا کلاس بی نهایت سرد است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 23:50 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
الهام فیاضی فرزان قاسمی |
| پیوندها |
|
عکس وعکاسی زمستان نيمكت من آینه فروش شهر کوران پژمان نوروزی من...(فضادوست) drmyblog برای همیشه وقتی که دیوانه ای عکس نگاره آمینوس(فوتوبلاگ محمد امینی) آخرین جرعه نمای رویایی |
|
RSS
|